تبليغاتX
hoop
hoop
زنده باد همه اقوام ایرانی،در سایه برادری
درباره وبلاگ
اسم:ارسلان
لقب:arsigooloo
محل سکونت: usa(البته فعلا)
interests:تاریخ ،بعضی‌ از کتابا ،رپ،سایت خیابون،کامپیوترم،بسکتبال،ماکارونی،
و کشور عزیزم ایران

و دیگه یادم نمیاد



منوي اصلي
صفحه نخست
آرشيو مطالب
پست الکترونیک
موضوعات مطالب
عکس
خاطره
چرت و پرت
آرشيو مطالب
پيوندها
سالار!
patoghe baro bachehaye bahal
دانلود کليپ موبايل /
ارمغان
گروه تمپفا
محسن طباطبائی
محمد جواد عبدی - رادیو جوان
قالب وبلاگ
امكانات

آمار وبلاگ

  • کاربران آنلاین :

  • بازديدها :

خدمات وبلاگ نویسان

خدمات وبلاگ نویسان جوان

تست هوش

بايد پس از خواندن هر سؤال در عرض فقط 5 ثانيه به آن جواب درست را بدهيد در پايان تعداد پاسخهاي درست شما ضرب در 10 ميشود و ميزان آي كيو شما را نشان ميدهد.

1- بعضي از ماهها 30 روز دارند بعضي 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

2- اگر دكتر به شما 3 قرص بدهد و بگويد هر نيم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول ميكشد تا تمام قرصها خورده شود؟

3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را كوك كردم كه 9 صبح زنگ بزند وقتي با صداي زنگ ساعت از خواب بيدار شدم چند ساعت خوابيده بودم؟

4- عدد 30 را به نيم تقسيم كنيد وعدد 10 را به حاصل آن اضافه كنيد چه عددي به دست مي آيد؟

5- مزرعه داري 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هايش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برايش باقي مانده است؟

6- اگر تنها يك كبريت داشته باشيد و وارد يك اتاق سرد و تاريك شويد كه در آن يك بخاري نفتي يك چراغ نفتي و يك شمع باشد اول كداميك را روشن ميكنيد؟

7- فردي خانه اي ساخته كه هر چهار ديوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسي بزرگ به اين خانه نزديك ميشود اين خرس چه رنگي است؟

8- اگر 2 سيب از 3 سيب بردارين چند سيب داريد؟

9- حضرت موسي از هر حيوان چند تا با خود به كشتي برد؟

10- اگر اتوبوسي را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانيد و در نيشابور 5 مسافر را پياده كنيد و 7 مسافر جديد را سوار كنيد و در دامغان 8 مسافر پياده و 4 نفر را سوار كنيد و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسيد حالا نام راننده اتوبوس چيست؟

ارزيابي تست براساس تعداد جوابهاي نادرست سطح هوش

7 تا و بيشتر دانش اموز دبستان

6 تا دانش اموز دبيرستان

5 تا دانشجو

2-3 استاد دانشگاه

1 مديران ارشد

.

.

.

.

.

پاسخ تست ها

1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند

2- يك ساعت (شما يك قرص را در ساعت 1 و ديگري را درساعت 1/5 و بعدي را در ساعت 2 مي خوريد)

3- ساعت كوكي نميتواند شب و روز را تشخيص دهد پس به اولين ساعت 9 كه برسد زنگ ميزند كه

ساعت 9 شب است

4- حاصل 70 است ( تقسيم بر نيم معادل ضرب در 2 است)

5- او 9 گوسفند خواهد داشت

6- كبريت

7- سفيد چون خانه اي كه هر چهار ديوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد بايد در نوك قطب جنوب باشد

8- همان2 سيب

9- هيچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسي)

10- خوب خودتونيد ديگه( نام خودتان)


نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 توسط Arsalan | لينك ثابت |
سلامی‌ دوباره ،وبلاگ من پوکونده،هههههها،واسه پست قبلی‌ یه نفر نظر داده بود،به نظرم باید درش تخته شه،این کارا به من نیومد،به قول بهرام بیخیالش،پس تا مدتی‌ خداحافظ ،البته اگه کسی‌ یه دفعه اومدو دلش خواست با من بنویسه خواهشا بگه ،چون من تنهایی‌ هیچ ایده‌ای ندارم،بای


نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 توسط Arsalan | لينك ثابت |
روزی كوروش در حال نیایش با خدا گفت:خدایا به عنوان كسی كه عمری پربار داشته و جز خدمت به بشر هیچ نكرده از تو خواهشی دارم.آیا میتوانم آن را مطرح كنم؟خدا گفت:البته!

_از تو میخواهم یك روز،فقط یك روز به من فرصتی دهی تا ایران امروز را بررسی كنم.سوگند میخورم كه پس از آن هرگز تمنایی از تو نداشته باشم.

_چرا چنین چیزی را میخواهی؟به جز این هرچه بخواهی برآورده میكنم، اما این را نخواه.

_خواهش میكنم.آرزو دارم در سرزمین پهناورم گردش كنم و از نتیجه ی سالها نیكی و عدالت گستری لذت ببرم.اگر چنین كنی بسیار سپاسگذار خواهم بود و اگر نه،باز هم تو را سپاس فراوان می گویم.

خداوند یكی از ملائك خود را برای همراهی با كوروش به زمین فرستاد و كوروش را با كالبدی،از پاسارگاد بیرون كشید.فرشته در كنار كوروش قرار گرفت.كوروش گفت: ((عجب!اینجا چقدر مرطوب است!)) و فرشته تاسف خورد.

_میتوانی مرا بین مردم ببری؟میخواهم بدانم نوادگان عزیزم چقدر به یاد من هستند.

و فرشته چنین كرد.كوروش برای اینكار ذوق و شوق بسیاری داشت اما به زودی ناامیدی جای این شوق را گرفت.به جز عده ی اندكی،كسی به یاد او نبود .كوروش بسیار غمگین شد اما گفت:اشكالی ندارد.خوب آنها سرگرم كارهای روزمره ی خودشان هستند.فرشته تاسف خورد.

در راه میشنید كه مردم چگونه یكدیگر را صدا میزنند:عبدالله!قاسم!...

_هرگز پیش از این چنین نام هایی نشنیده بودم!!!

فرشته گفت:این اسامی عربی هستند و پس از هجوم اعراب به ایران مرسوم شدند.

_اعراب؟!!!

_بله.تو آنها را نمیشناسی.آخر آن موقع كه تو بر سرزمین متمدن و پهناور ایران حكومت میكردی،و حتی چندین قرن پس از آن،آنها از اقوام كاملا وحشی بودند.

كوروش برافروخت: یعنی میگویی وحشی ها به میهنم هجوم آورده و آن را تصرف كردند؟!پس پادشاهان چه میكردند؟!!!

فرشته بسیار تاسف خورد.

سكوت مرگباری بین آنها حاكم شده بود.بعد از مدتی كوروش گفت:تو می دانی كه من جز ایزد یكتا را نمی پرستیدم.مردم من اكنون پیرو آیینی الهی هستند؟

_در ظاهر بله!

كوروش خوشحال شد: خدای را سپاس! چه آیینی؟

_اسلام

_چگونه آیینی است؟

_نیك است

وكوروش بسیار شاد شد. اما بعد از چندین ساعت معنی در ظاهر بله را فهمید .........

_نقشه فتوحات ایران را به من نشان می دهی؟ می خواهم بدانم میهنم چقدر وسیع شده.
وفرشته چنین كرد.

_همین؟!!!

كوروش باورش نمی شد. با نا باوری به نقشه می نگریست.

_پس بقیه اش كجاست؟ چرا این سرزمین از غرب و شرق و شمال و جنوب كوچك شده است؟!!!

و فرشته بسیار زیاد تاسف خورد.

_خیلی دلم گرفت ، هرگز انتظار چنین وضعی را نداشتم. میخواهم سفر كوتاهی به آنسوی مرزها داشته باشم و بگویم ایران من چه بوده شاید این سفر دردم را تسكین دهد.

فرشته چنین كرد، تازه به مقصد رسیده بودند كه با مردی هم كلام شدند.پس از چند دقیقه مرد از كوروش پرسید:راستی شما از كجا می آیید؟ كوروش با لبخندی مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:

ایران!

لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خدای من، او یك تروریست متحجّر است!

عكس العمل آن مرد ابدا آن چیزی نبود كه كوروش انتظار داشت. قلب كوروش شكست.

_مرا به آرامگاهم باز گردان.

فرشته بغض كرده بود: اما هنوز خیلی چیزها را نشانت نداده ام، وضعیت اقتصادی، فساد، پایمال كردن .............

كوروش رو به آسمان كرد و گفت: خداوندا مرا ببخش كه بیهوده بر خواسته ام پافشاری كردم، كاش همچنان در خواب و بی خبری به سر می بردم.
و فرشته گریست.


نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 توسط Arsalan | لينك ثابت |
۱- استادیوم ملی “لانه ی پرنده” (Bird’s Nest)

2-مرکز جدید CCTV

۳- دهکده ی بازی ها

۴- ورزشگاه بسکتبال بازی های المپیک چین

۵-مرکز مسابقات آبی پکن، مکعب آبی “Water Cube”




نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387 توسط Arsalan | لينك ثابت |
برین ادامه مطلب


نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387 توسط Arsalan | لينك ثابت |
در پي كسب نتايج ضعيف كاروان ورزشي ايران در المپيك 2008 پكن، كميته محرمانه اي، طي نشستي با حضور مسوولان ارشد ورزش كشور، به بررسي علل اين مساله پرداخته و گزارش نهايي خود را تنظيم كرده است.

اين گزارش، هنوز منتشر نشده ولي خبرنگار عصرايران، نسخه اي از آن را به دست آورده است كه حاوي واقعيت هاي شگفت انگيزي است.
متن كامل اين گزارش به شرح زير است:

البته واضح و مبرهن است كه در المپيك چين، همان طور كه رياست محترم سازمان تربيت بدني هم گفته اند، شاهد ناكامي نبوده ايم و اتفاقا اعضاي كميته ملي المپيك كه در هفته هاي اخير در پكن بوده اند، به صراحت گفته اند كه آنجا خيلي بهشان خوش گذشته است. با اين حال از آنجا كه پاسخگويي بخشي جدايي ناپذير از مديريت ماست، علل مدال نياوري فقط 53 نفر از اعضاي كاروان المپيك ايران به شرح زير اعلام مي شود، جهت ثبت در تاريخ:

1- بررسي هاي ما يك واقعيت تكان دهنده را نشان داد و آن هم جابجايي المپيك 2004 و 2008 با يكديگر بوده است. انصافا اگر المپيك 2004 امسال برگزار مي شد، ما هم مي توانستيم همان 6 مدالي كه بچه ها در آتن 2004 گرفتند را بگيريم ولي دست هايي در كار بود كه اين دو با يكديگر جابجا شوند تا فقط يك سوم مدال هاي قبلي را بگيريم.

نكته امنيتي: روابط مشكوك اصلاح طلب نماهاي معلوم الحال با كميته بين المللي المپيك به طور جدي بررسي شود.

2- طرف هاي مقابل ما، با آدم هاي قوي تري آمده بودند و اين اصلا جوانمردانه نبود، آن هم در المپيكي كه بايد مظهر برابري و دوستي و صلح باشد.

3- آرم المپيك خيلي پيچ در پيچ است و حواس بچه ها را بدجوري پرت مي كرده. اگر به جاي آن پنج حلقه مزخرف، چهار تا خط صاف مي كشيدند، آن وقت مي ديديد بچه هاي ما چه غوغايي به راه مي انداختند.

4- همه كساني كه ما را بردند، از دم دوپينگ كرده بودند نامردا! فقط حريفان مراد محمدي و هادي ساعي دوپينگ نكرده بودند كه ديديد چه به روزشان آورديم.

5- راستش را بخواهيد در خيلي رشته ها مي توانستيم برنده شويم و مدال بگيريم اما عمداً دستمان را رو نكرديم تا در المپيك 2012 لندن همه را غافلگير كنيم و الا اگر مي خواستيم مي توانستيم همه مدال ها را درو كنيم. اين يك تاكتيك بود!

6- استكبار جهاني همچنان مانع از برگزاري مسابقات برخي رشته هاي مهم در المپيك است زيرا مي داند كه اگر اين رشته ها راه بيفتد بايد خودش برود بوق بزند. اگر رشته هاي زوو، يه قل دوقل، قايم باشك، عمو زنجيرباف! بله؟، گل كوچيك توي كوچه بن بست و ... المپيكي شوند، مقام اول المپيك روي شاخمان است.

7- دست برخي جريانات سياسي در كار بود كه نگذارند ما آنطور كه بايد و شايد مدال بياوريم. از جمله همانهايي كه پارسال زمستان به تركمنستان گفتند گاز رو قطع كنيد، اين بار هم به چيني ها گفتند مدال ندهيد. واقعا نمي دانيم اين هاشمي رفسنجاني از جان ما چه مي خواهد؟ خاتمي هم با آن بنياد بارانش خيلي مقصر است كه ما نمي خواهيم زياد وارد جزييات شويم. قاليباف هم كه ديگر شورش را درآورده و اصلا يكي از عوامل اصلي شكست هاي ما در پكن همين آدم است. علي لاريجاني هم كه فقط بگذاريد حرف هاي قلنبه سلنبه بزند. اين محمد البرادعي هم كه با آن گزارش هاي دوپهلويش اعصاب همه را خرد كرده است. خاوير سولانا هم كه معلوم نيست كدوم وريه؟ آخه برادر من اگر آدم بدي هستي چرا ريش مي گذاري، اگر هم آدم خوبي هستي چرا اين همه عليه ما پرت و پلا مي گي؟ راستي داشت رحيم مشايي از قلم مي افتاد كه با حرف هاي جنجالي اش، درست در زماني كه بچه ها داشتند به ميدان مي رفتند، روحيه شان را تضعيف كرد والا ما كه 20-10 تا مدال رو همان روز اولي مي توانستيم بگيريم.

8- علل ديگري هم وجود دارد كه آنقدر روشن است كه ديگر نيازي به ذكرشان نيست مثل ضعف داوري كه معلوم بود عرب ها داورها را خريده اند، كج بودن زمين و بدي آب و هوا و ...

در پايان پيشنهاد مي شود ضمن مجازات همه عوامل شكست كه در بند 7 به آنها اشاره شد، طي مراسم ويژه اي از علي آبادي، قراخانلو، كفاشيان و ساير عواملي كه ما را در تهيه و تنظيم اين گزارش و كسب دو مدال المپيك ياري كردند، تقدير و تشكر به عمل آيد به ويژه اينكه طبق نظر كارشناسان، مدال برنز كشتي و مدال طلاي تكواندو، مهم ترين مدال هاي المپيك هستند و بقيه مدال ها ارزش چنداني ندارند و آدم بايد دلش پاك باشد.

در ضمن در اين چند روز گذشته، به عزيزان مسوول ورزش مملكت خيلي بدو بيراه گفته اند كه جا دارد نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به نمايندگي از ملت بزرگ ايران از همه اين عزيزان به ويژه از آقاي علي آبادي عذرخواهي نمايند.

نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387 توسط Arsalan | لينك ثابت |
خدا از من پرسید: « دوست داری با من مصاحبه كنی؟»
پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشید»
خدا لبخندی زد و پاسخ داد:
« زمان من ابدیت است... چه سؤالاتی در ذهن داری كه دوست داری از من بپرسی؟»
من سؤال كردم: « چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می كند؟»
خدا جواب داد....
« اینكه از دوران كودكی خود خسته می شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوی این را دارند كه روزی بچه شوند»
«اینكه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می كنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند»
«اینكه با نگرانی به آینده فكر می كنند و حال خود را فراموش می كنند به گونه ای كه نه در حال و نه در آینده زندگی می كنند»
«اینكه به گونه ای زندگی می كنند كه گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند كه گویی هرگز نزیسته اند»
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سكوت گذشت....
سپس من سؤال كردم:
«به عنوان پرودگار، دوست داری كه بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟»
خدا پاسخ داد:
« اینكه یاد بگیرند نمی توانند كسی را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاری كه می توانند انجام دهند این است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند»
« اینكه یاد بگیرند كه خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه كنند»
«اینكه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند»
« اینكه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممكن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند»
« یاد بگیرند كه فرد غنی كسی نیست كه بیشترین ها را دارد بلكه كسی است كه نیازمند كمترین ها است»
« اینكه یاد بگیرند كسانی هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند كه چگونه احساساتشان را بیان كنند یا نشان دهند»
« اینكه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یك چیز نگاه كنند و آن را متفاوت ببینند»
« اینكه یاد بگیرند كافی نیست همدیگر را ببخشند بلكه باید خود را نیز ببخشند»
باافتادگی خطاب به خدا گفتم:
« از وقتی كه به من دادید سپاسگذارم»
و افزودم: « چیز دیگری هم هست كه دوست داشته باشید آنها بدانند؟»
خدا لبخندی زد و گفت...
«فقط اینكه بدانند من اینجا هستم»
hint:     البته این مطلب جالب کار من نیست این کار یه دوستی‌ تو سایت کلوب هست به نامه پیام ،امیدوارم اگه اومدی ناراحت نشی‌
نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387 توسط Arsalan | لينك ثابت |
هیپ‌هاپ سبکی از موسیقی است که اصولاً با نام موسیقی رپ شناخته می شود . این سبک از اواسط ۱۹۷۰ تا به امروز در آمریکا رواج دارد . و از سال ۱۹۸۰ به بعد از مردمی ترین موسیقی های آمریکا به عنوان زیرمجموعه‌ای از موسیقی‌های پاپ به‌شمار می‌آید . این سبک دو زیرمجموعه اصلی دارد که شامل رپ‌زدن و دی‌جی‌گری می‌شود.
رپ یک نوع طرز گویش و خوانندگی است که توسط سیاه‌پوستان امریکایی برای مبارزه با تبعیض نژادی ابداع شد. از بزرگ‌ترین خوانندگان آن می‌توان به توپاک و امینم و کانیه وست اشاره کرد. رپ ابتدا به زبان انگلیسی و بعد آلمانی فرانسه و فارسی رایج شده هم اکنون خوانندگان رپ فارسی با استفاده از استودیوهای زیرزمینی کار خود را پیش می‌برند .گویش رپ و رپ خوانی از رنگین پوست های امریکایی جان گرفته و به دلیل مبارزه با تبعیض نپادی صورت گرفته و هم اکنون بر لب و دهان رپرهای این نسل می چرخد.کار رپرهای ایرانی دارای فرق هایی با رپرهای امریکایی و المانی و فرانسوی است.که می توان رپ پرشین را تک در دنیا خواند.
این گونه از موسیقی بر گونه‌های دیگر موسیقی نیز تاثیراتی داشته است.فرهنگ رپ، فرهنگی که خصوصاً به جوانان سیاه و اقشار تحتانی در جوامع غرب تعلق دارد، از آمریکا سرچشمه گرفته و شورشگران سراسر جهان را تحت تاثیر قرار داده است. رپ فرهنگ کوچه و خیابان است که با استفاده از ابزار و آلات بسیار محدود و ابتدائی، توجه افراد را بخود جلب میکند. نقاشیهای بسیار هنرمندانه و مبتکرانه بر دیوارهای شهر، شعارنویسی با خط مخصوص، رقص های پر تحرک در گوشه خیابان و ترانه خوانی با سبک خاص، همگی اجزایی از فرهنگ رپ هستند. کلام موسیقی رپ با بحر طویل قابل مقایسه است. کلمات تقریباً بصورت صحبت عادی ادا میشوند، و ضربی قوی آنرا همراهی میکند. انقطاع ها و برگشتها در نحوه نواختن ضرب و صدای خراش گونه ای که با تبدیل صفحه گرامافون به یک آلت موسیقی ایجاد شده، تحرک و شوری بیسابقه بر شنونده بر می انگیزد.موسیقی رپ از تکامل اشکال دیگری از موسیقی سیاهان در محله های فقیرنشین برانکس نیویورک و تا حدودی هارلم شکل گرفته است. این محلات، نقطه تمرکز گروههائی از سیاهان است که سالها پیش تحت شرایط فلاکت بار اقتصادی مجبور به مهاجرت از ایالات جنوبی به شهرهای بزرگ نظیر نیویورک شدند. آنها کار در مزارع را رها کرده و به پرولتر تبدیل گشتند. اما اگر به ریشه ها و ماخذ این موسیقی باز گردیم به غرب آفریقا و سرود های کستایش ساوانا می رسیم. در نیجریه و گامبیا نیز تکخوانهائی وجود دارند که طنزهای اجتماعی را بشکل ترانه و نقالی اجراء میکنند و این بسیار به رپ شبیه است. موسیقی رپ از طریق محلات فقیر نشین نیویورک که محل تلاقی توده مهاجر جزایر کارائیب با توده سیاه میباشد، بر موسیقی رگه تاثیر نهاده است.اواخر دهه ۱۹۶۰، وقتی که آمریکا زیر ضربه مبارزات انقلابی در شورهای تحت سلطه اش، خصوصاً ویتنام، قرار داشت و انقلاب چین نیز بر شورشگران و انقلابیون در ایالات متحده تاثیر نهاده بود و دریچه ای از آگاهی طبقه کارگر و دورنمای انقلابی را برویشان گشوده بود، در شهرهای بزرگ آمریکا تضادهای طبقاتی میان سیاه با بورژوازی امپریالیستی و پایه های اجتماعیش حدت و شدتی فوق العاده یافته بود. بین محلات فقیرنشین سیاه با سایر نقاط شهر نیویورک، چیزی شبیه به خط مرزی وجود داشت . خط مرزی شاهد درگیری میان دسته های متشکل سفیدهای نژاد پرست و پلیس از یکطرف با گروه های بزرگ و متشکل جوانان سیاه بود. تشکیل این گروه ها، پاسخی ضروری به تعرضات و سرکوبگریهای مداوم حکومت علیه ساکنان بیغوله های نیویورک بحساب میآمد. گروه های رپ از دل همین تشکلات شورشی سیاه شکل گرفت.
موسیقی خیابانی رپ که نخست توسط گروههای کوچک سیاه پوست در محدوده محلات اجرا می شد از سال 1979 پا بعرصه بازار موسیقی گذاشت. افشاگری از رپ‌های ارتجاعی و تجارتی یکی از وظایف خوانندگان مترقی و انقلابی رپ، و در قالب ترانه های رپ است. این کار را رپ‌خوانهای انقلابی نظیر " دی" بارها انجام داده اند. مثلا در سال ۱۰۷۹، ترانه ای تجارتی خوانده شد که در آن از خوش بودن و جشن گرفتن و کاری بدرد بقیه مردم نداشتن، صحبت شده بود؛ " دی" ترانه ای تحت عنوان "چگونه ملت سیاه را بپا خیزانیم؟" خواند و در آن، خطاب به سرایندگان آن ترانه تجارتی چنین گفت:
جشن تو میتواند بزودی زود خاتمه یابد، وقتی که آنها، یکروز بعد از ظهر، بقول خودشان
اگر چه طی سالهای اخیر، بسیاری از موسیقیدانان ارتجاعی از این سبک در پاره ای از آثار خود استفاده کرده اند، اما جوهر و روح شورشگر رپ همچنان در وجود گروههای یاغی ضد سیستم، در محلات فقیرنشین و محافل سیاسی و غیر قانونی آمریکا زنده است در اینجا قسمتی از نخستین ترانه رپ اعتراضی که از معروفیتی بین المللی برخوردار گشته و "پیام" نام دارد را میخوانیم. این ترانه از آثار "گرند مستر فلش" و گروه "فوریوس فایو" است. این ترانه حکایت شرایط نابسامان طبقه های فقیرنشین جامعه است.

رپ فارسی
موسیقی رپ که در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی و از میان سیاه پوستان فقیر متولد شد، در واقع یک نوع موسیقی اعتراض‌آمیز خیابانی است. مانند خیلی از سبک‌های دیگر موسیقی غربی، این سبک نیز با چندین سال تاخیر، به ایران راه پیدا کرد.
این موسیقی از پیش‌پا افتاده ترین و سهل ترین و خیابانی ترین کلمات استفاده می‌کند، بدون این که از حیث ادبی بتوان این نوع استفاده را نقد کرد. یعنی در نوشتن متن رپ، هیچ الزامی برای رعایت قوانین ادبی وجود ندارد. موسیقی رپ به موضوعاتی از جمله: اختلاف طبقاتی، ریاکاری، دعواهای خیابانی، فرهنگ غالب جهانی و البته بحران‌های سیاسی می‌پردازد و ترانه‌های آن اگرچه قافیه‌هایی ضعیف دارند و در نگاه بسیاری شعر ناب به حساب نمی‌آیند، امّا با همین سادگی و بی پیرایگی خود می‌کوشند معنایی دیگر از زندگی اجتماعی را به ما یادآوری کنند.احتمال داده می‌شود که آهنگ «یک یاری دارم» از بدیع زاده اولین آهنگ رپ ایرانی باشد. موسیقی رپ به طور رسمی و مجاز نیز در ایران کار شده‌است، که از آن جمله آهنگ‌هایی که در برنامهٔ تلویزیونی اکسیژن پخش شدند، و نیز آلبومی از شاهکار بینش‌پژوه به نام اسکناس را می‌توان نام برد. در سال ۱۳۸۵ نیز رضا عطاران در تیتراژ چند مجموعهٔ تلویزیونی از جمله متهم گریخت از موسیقی رپ فارسی استفاده کرد. هم‌چنین در تعطیلات نوروزی سال ۱۳۸۶ مجموعهٔ تلویزیونی دیگری به کارگردانی رضا عطاران به نام ترش و شیرین از شبکهٔ سوم سیما پخش شد که در عنوان‌بندی آغازین آن، رضا عطاران یک شعر (از نیلوفر لاری‌پور) را به صورت رپ می‌خواند و محسن نامجو نیز با آواز وی را همراهی می‌کرد.
در سال‌های اخیر، گروه‌های بدون مجوز و زیرزمینی رپ در داخل ایران افزون شده‌اند و نیز آهنگ‌های فارسی تعدادی گروه رپ‌خوان در خارج ایران نیز از طریق اینترنت در ایران منتشر می‌شود. گروه‌هایی باعث شهرت رپ به خصوص در میان نسل نوجوان شدند.از آن‌جا که اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای توزیع قانونی تولیدات موسیقایی، برای این افراد عملاً امکان‌پذیر نبوده‌است، و با توجه به فقدان قانونی که انتشار این آهنگ‌ها از طریق اینترنت را محدود کند، اغلب گروه‌های رپ زیرزمینی آثارشان را از طریق وب‌گاه‌ها و وب‌نوشت‌ها به گوش شنوندگان خودشان می‌رسانند.
در عرصهٔ موسیقی ایران، می‌توان گروه‌های رپ را به سه دسته تقسیم کرد:
۱- گروه‌های رپی که جنبه‌های خشن و مبارزه جویانهٔ سبک گنگستا را جذب کرده‌اند که می‌توان این دسته را «رپ خوان‌های خیابانی» نامید. آنها در لابلای زبان کوچه و بازار به دنبال صدای خود میگردند. در این بخش از گروه‌های تأثیر گذار می‌توان هیچ‌کس، زدبازی، پیشرو، تهی و ابلیس را نام برد.
۲- دستهٔ دوّم رپ خوان‌ها، گروه محافظه کارتر و اخلاقی‌تری را تشکیل می‌دهند که می‌کوشند ارزش‌های اجتماعی را به ما تذکّر دهند. برخی از آن‌ها عبارتند از: یاس، امزیپر، هارنیک، تروت اسپیریت و سالومه.
۳- رپ خوان‌هایی که بر جنبهٔ فراگیری و اقتصادی رپ تکیه کرده‌اند. آن‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند از جریان‌های غالب و موسیقی پاپ سرگرم کننده استفاده کنند. از میان آن‌ها می‌توان به شاهکار بینش پژوه و فا تریتوری اشاره کرد.
ابعاد اجتماعی
موسیقی رپ، آن گونه که از در خواستگاهش ایجاد شد، با مفاهیم اجتماعی گره خورده‌است.
برخی از گروه‌های رپ ایرانی که تحت نماد021 فعالیت میکنند (مثل هیچکس، تهی، طعمه) از خواندن شعرهای بی‌ادبانه پرهیز می‌کنند،در حالی که برخی دیگر (مانند زدبازی) در تبعیت از رپ غربی، بدون هیچ ابایی، الفاظ دور از ادب را در شعرهایشان به کار می‌برند.
در پاییز سال ۱۳۸۵ پس از انتشار فیلم خصوصی زهرا امیرابراهیمی، یک خواننده رپ به نام یاسر (با نام هنری یاس)، با خواندن قطعه‌ای به نام «سی‌دی رو بشکن» و تشویق شنونده به قطع زنجیرهٔ پخش فیلم خصوصی آن بازیگر تلویزیون، ابعاد اجتماعی موسیقی رپ را بیش از پیش به نمایش گذاشت.
در زمستان سال ۱۳۸۵، سروش لشکری با اسم هنری هیچکس از اولین رپ‌خوانان ایرانی، در ترانه‌ای به نام «وطن پرست» اشاره‌ای به موضوع «انرژی هسته‌ای» که از موضوعات مهم سیاسی وقت بود کرده‌است. همچنین در این آلبوم (جنگل آسفالت) ، مهدیار آقاجانی آهنگساز این آلبوم از تلفیق موسیقی سنتی ایرانی با سبک رپ بهره برده است و صدای سازهایی مانند عود، تمبک، نی، دف، قانون و آوازهای ایرانی در آن شنیده می‌شود.
همزمان با طرح مبارزه با بدحجابی در ایران، بحث مبارزه با موسیقی رپ هم شکل گرفته و چندین سایت مربوط به این سبک موسیقی فیلتر شده‌ و شماری از اعضای گروه‌های موسيقی ايرانی موسوم به «زيرزمينی» بازداشت و استوديوهايی که در آن آهنگ‌های خود را ضبط می‌کردند توسط نیروی انتظامی پلمپ شد.

_________________

البته ببخشید زیاد کامل نبود



نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387 توسط Arsalan | لينك ثابت |
 

عشق از ديدگاه افراد مختلف:

1-عشق از ديد حاج آقا:استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي؟(جمله عاشقانه:خداوند همه جوانها را به راه راست هدايت کند)

2-عشق از ديد دختر حاج آقا:آه خداي من يعني مي شه بدون اينکه بابام بفهمه عاشق بشم؟(جمله عاشقانه:ندارد)

3-عشق از ديد يه رياضي دان:عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول(جمله عاشقانه:آه عزيزم به اندازه سطح زير منحني دوستت دارم)

4-عشق از ديد بقال سر کوچه:والا دوره ما عشق مشق نبود ننمون رفت خواستگاري و سکينه خانومو واسه ما گرفت(جمله عاشقانه:سکينه شام چي داريم؟)


عشق از ديد اصغر کاردي (در زندان):مرامتو عشقه عشقي(جمله عاشقانه:چاقو خوردتيم لوتي)

5-عشق از ديد مديوم کلاس و کمي بي غم:آه عزيزم کاش الان پيشم بودي و بغلم مي کردي سرمو مي ذاشتم رو شونه هات....(جمله عاشقانه:دوستت دارم عزيزم)

6-عشق از ديد مادر بزرگم:اين حرفارو نزن راستي اين دختر اقدس خانم خيلي دختر با کمالاتيه تازه تحصيل کرده هم هست...(جمله عاشقانه:بريم خواستگاري)

7-عشق از ديد...(الان خودتون مي فهميد کي):عزيزم تو که عاشقمي پس چرا هزينه عمل کردنمو نمي پردازي///واسه نهار بريم سورنتو سالي هم قراره با دوستش بياد دوست سالي واسش يه ماتيز گرفته تو حتي حاضر نيستي واسه من که اينقدر دوستت دارم يه پرايد بخري(جمله عاشقانه:عزيزم گوشي سوني اریکسون مي خوام و... راستي دوستت دارم)

8-عشق از ديد کسي که بار اول عاشق مي شه:
عزيزم باور کن بدون تو حتي يه لحظه هم نمي تونم زندگي کنم تو واسم همه دنيا هستي(جمله عاشقانه:فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوستت دارم)

9-عشق از ديد کسي که بار اولش نيست:عزيزم خيلي دوستت دارم. باور کن شبها به خاطر تو با پاي برهنه مي خوابم(جمله عاشقانه:آه عزيزم ديرم شده بايد برم)

10-عشق از ديدي بعضي ها:آه خدا يعني ميشه بياد خواستگاريم؟....(جمله عاشقانه:يا شبدالعظيم هزار تومن نذرت مي کنم بياد خواستگاريم)


عشق از ديد ارازل و اوباش:عشق مشق سيخي چند برو بچه سوسول دلت خوشه خونه خالي نداري...(جمله عاشقانه:بو بوغ خانم بيا بالا خوش ميگذره)

11-عشق ار ديد يه مهندس الکترونيک:عشق همان دوست داشتن است وقتي در
Av open Loop ضرب ميشه.البته در اين ناحيه انسان به صورت غير خطي عمل مي کنه(جمله عاشقانه:عزيزم تو منو در وسط منحني مشخصه باياس کردي)

12-عشق از ديد بابام:آخه پسر خوب عشق واست نون و آب ميشه؟...حالا بگو ببينم پدرش چه کاره هست؟ (جمله عاشقانه :برو با دختر حاج آقا ازدواج کن)

13-عشق از ديد احمدک:عشق تنها هدف آفرينش هستي است زيرا انسان تنها موجودي است که عاشق مي شود.(جمله عاشقانه:....................)
Reading a Book
14-عشق از ديدي مادر ها:وا مگه تو امسال کنکور نداري؟عشق واسه بعد...مگه تو امسال فلان نداري؟عشق واسه بعد......مگه تو امسال بهمان نداري؟عشق واسه بعد......(جمله عاشقانه:جملات عاشقانه اي هنوز بيان نشده است)

15-عشق از ديدکسي که در عشق شکست خورده:عشق يعني کشک(جمله عاشقانه:برو کشکتو بساب)

منبع:
http://sobhan-10.blogfa.com/


نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387 توسط Arsalan | لينك ثابت |
بالاخره آلبوم جدید بهرام به نامه ۲۴ ساعت اومد .خواهش می‌کنم دانلد کنید این آلبوم نظر شما رو نسبت به رپ تغییر میده اگه هم نمی‌‌خواید کل البومو دانلد کنید فقط اهنگ‌های اینجا ایران ،راه من،افسوس و خیابون رو دانلد کنید .

می‌ تونید از سایت‌های زیر دانلد کنید:

www.khiaboon.ir

www.rap2city.org

hint:

اگه کل البومو دانلد می‌کنید ،توی فایل زیپ هست که باید وینرر داشته باشین تا فایل رو بخونه ،ولی‌ میتونید هر آهنگ رو جدا دنلد کنید بدون نیز به وینرر به صورت فایلmp3.

بدرود


نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387 توسط Arsalan | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي

arsigooloo

Arsalan

arsigooloo

http://arsigooloo.blogfa.com

hoop

hoop

hoop

اسم:ارسلان
لقب:arsigooloo
محل سکونت: usa(البته فعلا)
interests:تاریخ ،بعضی‌ از کتابا ،رپ،سایت خیابون،کامپیوترم،بسکتبال،ماکارونی،
و کشور عزیزم ایران

و دیگه یادم نمیاد



زنده باد همه اقوام ایرانی،در سایه برادری

hoop

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog